ترجمه "pidev" به فارسی
بیوقفه, ثابت, مداوم بهترین ترجمه های "pidev" به فارسی هستند.
pidev
-
بیوقفه
adjectiveSee on range treeningu ja pideva harjutamise tulemus.
البته چنین ورزیدگیای حاصل آموزشهای دشوار و تمرینات بیوقفه میباشد.
-
ثابت
nounKuidas näitas Boas, et ta kuulas pidevalt Jehoovat?
بُوعَز چگونه ثابت نمود که مستمراً اوامر خدا را اطاعت میکند؟
-
مداوم
adjectiveEriti just naine vajab, et ta mees pidevalt näitaks oma armastust tema vastu.
یک زن، بویژه نیاز دارد که شوهرش، به طور مداوم محبت خود را به وی نشان دهد.
-
ترجمه های کمتر
- مستمر
- پیوسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pidev " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pidev" با ترجمه به فارسی
-
تکرار مداوم خوشه
-
تکرار مداوم محلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن