ترجمه "pidu" به فارسی
جشن, عید, مهمانی بهترین ترجمه های "pidu" به فارسی هستند.
pidu
noun
دستور زبان
-
جشن
nounIsa, ma arvan, et ma panen riidesse ja lähen Harry peole.
پدر ، فکر کنم بهتره لباس بپوشم و برم به جشن فارغ التحصيلي هري.
-
عید
noun -
مهمانی
nounVõi kui sa lihtsalt närvilisuse pärast peol liiga palju jood.
یا اینکه در مهمانی زیاد مشروب مینوشید، بخاطر نگرانیهایتان.
-
پارتی
adjective nounKas ma esitasin süüdistuse, kui te kolm mu peole tungisite?
وقتی شما سه نفر به پارتی من اومدین من ازتون شکایت کردم ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pidu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pidu
-
جشن
nounPeo ajal kerkis probleem – võõrustajatel sai vein otsa.
در خلال جشن، مشکلی پدید آمد—مهمانداران جشن شرابشان تمام شد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن