ترجمه "rase" به فارسی
حامله, باردار, آبستن بهترین ترجمه های "rase" به فارسی هستند.
rase
adjective
Adjective
دستور زبان
-
حامله
adjectiveMuide, kui sind huvitab, siis ma pole rase.
در ضمن اگر علاقه اي به شنيدنش داري من حامله نيستم.
-
باردار
adjectiveNeed sõnad lausus üks viiendat kuud rase naine, pidades silmas talle võõra inimese osutatud heategu.
گفتهٔ فوق را خانمی که پنجماهه باردار بود در مورد صداقت شخصی غریبه بیان کرد.
-
آبستن
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rase " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن