ترجمه "rind" به فارسی
پستان, سینه, قفسه سینه بهترین ترجمه های "rind" به فارسی هستند.
rind
noun
دستور زبان
-
پستان
nounEi, opossumil on 15 rinda.
نه ، صاريغ 15تا پستان داره
-
سینه
nounNeile järgneb suur hulk inimesi, kellest osa taob endale kurbusest vastu rinda ja halab Jeesuse pärast.
بسیاری به دنبال عیسی رفتند و برخی از آنان از فرط اندوه بر سینه میزدند و شیون میکردند.
-
قفسه سینه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rind
-
پستان
nounدو یا چند غده ٔ بزرگ بر سینه ٔ جانوران پستاندار
Ei, opossumil on 15 rinda.
نه ، صاريغ 15تا پستان داره
عباراتی شبیه به "rind" با ترجمه به فارسی
-
نزدیکی پستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن