ترجمه "ring" به فارسی

دایره, مندل, حلقه بهترین ترجمه های "ring" به فارسی هستند.

ring noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایره

    noun

    Tegin ringid ümber paikadele, kus ma olen olnud.

    حالا، من دور جاهایی که بودهام دایره کشیدهام.

  • مندل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ring
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Ma loodan ainult, et see poleks nagu filmis " The Ring ".

    ولی ای کاش مثل نفرین نوار ویدیویی توی فیلم حلقه ، منتقل نمیشد

  • قرص (ریاضی)

عباراتی شبیه به "ring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه