ترجمه "taim" به فارسی
گياه, بوته بهترین ترجمه های "taim" به فارسی هستند.
taim
noun
Noun
دستور زبان
-
گياه
nounMa pean silmas, mind isiklikult need taimed nagu hirmutavad.
راستش ، من يکي که هميشه از اين گياه ها چندشم ميشه.
-
بوته
nounTa lõi igasuguseid väikesi taimi ja põõsaid ja puid.
و همه نوع گیاهان کوچک و بوتهها و درختان را آفرید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "taim" با ترجمه به فارسی
-
گیاه یک ساله
-
گیاهان بدون-آوند
-
گیاهان گوشتخوار
-
بوته · گياه · گیاه
-
گیاه بینیال
-
گیاه · گیاهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن