ترجمه "taimed" به فارسی

گياه, بوته, گیاه بهترین ترجمه های "taimed" به فارسی هستند.

taimed
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گياه

    noun

    Ma pean silmas, mind isiklikult need taimed nagu hirmutavad.

    راستش ، من يکي که هميشه از اين گياه ها چندشم ميشه.

  • بوته

    noun

    Ta lõi igasuguseid väikesi taimi ja põõsaid ja puid.

    و همه نوع گیاهان کوچک و بوتهها و درختان را آفرید.

  • گیاه

    noun

    Joona rõõm aga oli üürike, sest taim kuivas peagi ära.

    لیکن شادی یونس طولی نینجامید و اندکی بعد، آن گیاه خشک شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taimed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Taimed
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیاه

    noun

    Taimed on samuti suremas.

    و همه ی گیاه ها هم دارن خشک میشن

  • گیاهان

    noun

عباراتی شبیه به "taimed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taimed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه