ترجمه "tundma" به فارسی
شناختن, دانستن, احساس کردن بهترین ترجمه های "tundma" به فارسی هستند.
tundma
verb
دستور زبان
-
شناختن
verbNad toovad hoopis esile seda, kui tore on kedagi tundma õppida ja leida endale abikaasa.
تأکید سخنان آنان بر شادی شناختن کسی به منظور یافتن همسر است.
-
دانستن
verbKas on siis üldse võimalik tunda Jumalat, ilma et teaksime tema nime!
چگونه میتوان خدا را بدون دانستن نامش شناخت؟
-
احساس کردن
verbNad polnud kunagi tundnud segadust, seega ei tundnud nad rahu.
آنها هرگز آشفتگی احساس نکرده بودند، بنابراین نمی توانستند احساس آرامش کنند.
-
ترجمه های کمتر
- حس کردن
- شِناختَن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tundma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tundma" با ترجمه به فارسی
-
buedan
-
احساس · حس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن