ترجمه "tunne" به فارسی
احساس, حس بهترین ترجمه های "tunne" به فارسی هستند.
tunne
-
احساس
nounTõenäoliselt tundis ta end nagu üks teine õige mees nimega Lott, kes elas pärast veeuputust.
شاید او نیز احساسی مشابه احساس لوط داشت. لوط مردی عادل بود و بعد از توفان میزیست.
-
حس
nounJah, mul oligi tunne, et sa vastad sellele telefonile.
يه حسي بهم مي گفت اين تلفن رو جواب مي دي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tunne" با ترجمه به فارسی
-
buedan
-
احساس کردن · حس کردن · دانستن · شناختن · شِناختَن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن