ترجمه "uba" به فارسی
باقالا, لوبیا بهترین ترجمه های "uba" به فارسی هستند.
uba
noun
دستور زبان
-
باقالا
-
لوبیا
nounKuna raha oli otsakorral, sõid nad kaks korda päevas riisi ja ube, ja nii nädalast nädalasse.
از این رو، چندین هفته روزی دو بار برنج و لوبیا میخوردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "uba"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن