ترجمه "vangla" به فارسی
زندان, زندان بهترین ترجمه های "vangla" به فارسی هستند.
vangla
noun
دستور زبان
-
زندان
nounSee mees pussitas mu ema südamesse ja saatis mu isa vanglasse.
اون مرد مادرم رو بقتل رسوند و پدرم رو به زندان انداخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vangla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vangla
-
زندان
nounمکانی که در آن افراد محدود میشوند
Vangla varises rusudeks, kuid meie vend viga ei saanud.
زندان فرو ریخت و تبدیل به خرده سنگ شد، ولی به برادر ما آسیبی نرسید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن