ترجمه "vanker" به فارسی
رخ, گاری, ارابه بهترین ترجمه های "vanker" به فارسی هستند.
vanker
noun
دستور زبان
-
رخ
nounHermione, sina oled lipu-tiiva vanker.
هرميون ، تو جاي رخ طرف وزير وايستا
-
گاری
nounTal ei tuleks mõttessegi rakendada loomad korraga nii adra kui vankri ette.
برای او معقولانه به نظر نمیرسد که هم خیش و هم گاری را به حیوانات ببندد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vanker
-
ارابه
Vastutasuks vankri eest, mis on täis turviseid ja relvi.
در مقابل يک ارابه که از سپر و اسلحه پر شده باشه.
-
رخ
nounHermione, sina oled lipu-tiiva vanker.
هرميون ، تو جاي رخ طرف وزير وايستا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن