ترجمه "veresoon" به فارسی
رگ, رگ خونی, رگ بهترین ترجمه های "veresoon" به فارسی هستند.
veresoon
-
رگ
nounMa naeraks nii kõvasti, et mul lõhkeks veresoon.
مي خواميه رگ خوني رو پاره كنم, خيلي سخت خواهم خنديد.
-
رگ خونی
Minu vasakus ajupoolkeras lõhkes veresoon.
در سمت چپ مغزم یک رگ خونی ترکیده یود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veresoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Veresoon
-
رگ
nounVeresoonte kaudu levib see kõikjale.
رگ هاي خونيش داره اينو به همه جاي بدنش ميبره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن