ترجمه "Soldadutza" به فارسی
سربازی, اجتماع, جمعاوری بهترین ترجمه های "Soldadutza" به فارسی هستند.
Soldadutza
-
سربازی
Helikoptero bateko sendagilea erreanimazio teknikak egiten buruan tiro bat jasotako soldadu bati.
این یک بالگرد پزشکی است که در حال انجام احیای قلبی ریوی روی سربازی است که به سرش شلیک شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Soldadutza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
soldadutza
-
اجتماع
noun -
جمعاوری
noun -
خدمت سربازی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خدمت وظیفه
- لیست اسامی
- مجاهدین
عباراتی شبیه به "Soldadutza" با ترجمه به فارسی
-
دستمزد
-
یک دسته سرباز
-
جوشکاری
-
جوشکار
-
جوشکاری نقطه ای
-
جنگاور · جنگجو · رزمجو · سالدات · سرباز · سلحشور · سپاهی · مبارز · محارب
-
اجر · اجرت · حقوق · حقوق ماهیانه · دخل · درآمد · دسترنج · دستمزد · مزد · مواجب · پاداش · کار مزد
-
جوش · جوشکاری · لحیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن