ترجمه "auzitegi" به فارسی
دادگاه, دادگاه محکمه, کاخ دادگستری بهترین ترجمه های "auzitegi" به فارسی هستند.
auzitegi
-
دادگاه
nounKasuaren inguruan argitaratu nuen, eta geroago, alaba salatzaileak auzitara eraman ninduen.
من گزارشی رو در مورد این پرونده منتشر کردم، و کمی بعد، دختری که متهم کرده بود به دادگاه شکایت کرد.
-
دادگاه محکمه
noun -
کاخ دادگستری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auzitegi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Auzitegi
-
دادگاه
nounAuzitegian eser dadin eta aske gera dadin teknizismo bategatik?
تا بتونه بره تو دادگاه و اين دفعه قانوني مارو شکست بده ؟
عباراتی شبیه به "auzitegi" با ترجمه به فارسی
-
تهمت زننده · شاکی
-
زبانشناسی حقوقی
-
تمرد · سرکشی
-
بی مرام
-
دیوان بینالمللی دادگستری
-
مدعی علیه · مظنون
-
بی مرام · طرف دعوی
-
دادگاه ملی اسپانیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن