ترجمه "berriro" به فارسی
باز, دوباره, دگربار بهترین ترجمه های "berriro" به فارسی هستند.
berriro
adverb
-
باز
adverbZer esanik ez, ez zen berriro etorri.
نیازی به گفتن نیست که او دیگر هرگز باز نگشت.
-
دوباره
adverbUtzidazu Ruthekin berriz hitz egiten eta erantzungo dizut.
اجازه بديد دوباره با " روث " صحبت کنم و خبرتون ميکنم.
-
دگربار
adverb -
از نو
Bazekien bere burua eta... bere nortasuna berriz asmatu behar zituela.
مي دونست بايد زندگي و هويتش رو از نو خلق کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berriro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berriro" با ترجمه به فارسی
-
now · انتقاد از کتاب · تازه · تازه کار · جدید · خبر · نو
-
اصلاح طلب · مبتکر · مصلح
-
اینده · وارد · ورود
-
سال نو
-
ماده خام تجدیدشونده
-
انرژی تجدیدپذیر
-
حلقه · حلقه زدن
-
انتقاد از کتاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن