ترجمه "borra" به فارسی

باتون, برادر, خون بهترین ترجمه های "borra" به فارسی هستند.

borra
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتون

    noun
  • برادر

    noun
  • خون

    noun

    Borrokatzen duzu Poseidonen odola zure zainetan balego bezala.

    تو تا وقتي که خون در رگ هاي تو در جريانه خواهي جنگيد

  • ترجمه های کمتر

    • شنگول
    • شیره
    • عصاره
    • مخفف نام
    • همدم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " borra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Borra
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتوم

    باتون

عباراتی شبیه به "borra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "borra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه