ترجمه "borra" به فارسی
باتون, برادر, خون بهترین ترجمه های "borra" به فارسی هستند.
borra
-
باتون
noun -
برادر
noun -
خون
nounBorrokatzen duzu Poseidonen odola zure zainetan balego bezala.
تو تا وقتي که خون در رگ هاي تو در جريانه خواهي جنگيد
-
ترجمه های کمتر
- شنگول
- شیره
- عصاره
- مخفف نام
- همدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Borra
-
باتوم
باتون
عباراتی شبیه به "borra" با ترجمه به فارسی
-
جنگجو · مبارز · محارب · کشتی گیر · کشتیگیر
-
بورگونی
-
اجبار · اضطرار · تندی · تهدید و اجبار · درنده خویی · شدت · وحشی گری
-
شرابی
-
تلاش کردن · جنگیدن · مبارزه کردن · پیکار
-
کشتی حرفهای
-
مبارزه کردن
-
اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · نزاع کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن