ترجمه "hazibide" به فارسی
تربیت, تعلیم, پرورش بهترین ترجمه های "hazibide" به فارسی هستند.
hazibide
-
تربیت
noun -
تعلیم
noun -
پرورش
nounBaina hazia ezin da ukabil batean hazi.
ولي يه گل رو نميشه توي مشت پرورش داد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hazibide " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hazibide" با ترجمه به فارسی
-
آباد شدن · استنتاج کردن · اسپرم · باضافه · بذر · تخم · ترفیع دادن · تُخم · دانه · رونق یافتن · شکفتن · منی · نطفه · پیشرفت کردن · کامیاب شدن
-
سرچشمه
-
دانه · غذای پرندگان
-
سرچشمه
-
اسب نر · فاحشه
-
منی
-
بذر
-
طحال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن