ترجمه "hazitarako" به فارسی

اسب نر, فاحشه بهترین ترجمه های "hazitarako" به فارسی هستند.

hazitarako
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسب نر

    noun
  • فاحشه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hazitarako " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hazitarako" با ترجمه به فارسی

  • آباد شدن · استنتاج کردن · اسپرم · باضافه · بذر · تخم · ترفیع دادن · تُخم · دانه · رونق یافتن · شکفتن · منی · نطفه · پیشرفت کردن · کامیاب شدن
  • سرچشمه
  • دانه · غذای پرندگان
  • سرچشمه
  • منی
  • بذر
  • طحال
  • درونکاشت مصنوعی
اضافه کردن

ترجمه های "hazitarako" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه