ترجمه "jaurtikitze" به فارسی
پرتاب ترجمه "jaurtikitze" به فارسی است.
jaurtikitze
-
پرتاب
nounJo Jonesek txindata jaurti zion.
جو جونز " يه سنج پرتاب کرد خورد تو سرش "
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaurtikitze " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jaurtikitze" با ترجمه به فارسی
-
کاخ باکینگهام
-
پرتاب نیزه
-
پرتاب چکش
-
وسیله پرتاب · پرتاب کننده
-
شعلهافکن
-
پرتاب وزنه
-
قصر · کاخ · کوشک
-
خانه بزرگ · ملک اربابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن