ترجمه "jo" به فارسی

زدن, بدکار کردن, تازیانه زدن بهترین ترجمه های "jo" به فارسی هستند.

jo verb دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    Aginte-gune jo dute bonbekin.

    شنيدم که مرکز فرماندهي رو زدن

  • بدکار کردن

    verb
  • تازیانه زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • جار زدن
    • شلاق خوردن
    • شکست دادن
    • صابون زدن
    • ضربت زدن
    • نواختن
    • چکش زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jo"

عباراتی شبیه به "jo" با ترجمه به فارسی

  • آوازه داشتن · ارجمند شمردن · دانستن · شهرت داشتن · فرض کردن · لایق دانستن · مقرر داشتن
  • دلسرد کردن
  • ممنوع ساختن
  • با چوب زدن · تازیانه زدن · زخم زبان زدن · زدن · شلاق زدن
  • سرزنش کردن · شماتت کردن
  • با چوب زدن · تازیانه زدن · زخم زبان زدن · شلاق زدن
  • اعلام کردن · ندا دادن · نصحیت کردن
  • با چوب زدن · تازیانه زدن · زخم زبان زدن · شلاق زدن
اضافه کردن

ترجمه های "jo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه