ترجمه "joan" به فارسی

رفتن, شدن, تحلیل رفتن قوا بهترین ترجمه های "joan" به فارسی هستند.

joan verb دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    verb

    Kabinete erdia joan zen hurrengo egunean amonak ikustera.

    نصفی از اعضای کابینه روز بعد برای دیدن مادربزرگ رفتن.

  • شدن

    verb
  • تحلیل رفتن قوا

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خرج کردن
    • رَفتَن
    • صرف شدن
    • صرف کردن
    • متفرق شدن
    • منحرف شدن
    • مهم بودن
    • وابسته بودن
    • پرت شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " joan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Joan
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جان

    Suffix interjection noun proper

    Jehoba bihotz-bihotzez maitatzen baduzu «haren aginduak ez dira astunak» izango zuretzat (1 Joan 5:3).

    آنگاه برایمان دشوار نخواهد بود که از او اطاعت کنیم و هر چه از ما بخواهد با دل و جان انجام میدهیم.—۱یوحنّا ۵:۳.

  • رفتن

    Verb verb

    Kabinete erdia joan zen hurrengo egunean amonak ikustera.

    نصفی از اعضای کابینه روز بعد برای دیدن مادربزرگ رفتن.

عباراتی شبیه به "joan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "joan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه