ترجمه "lagundu" به فارسی
کمک کردن, یاری کردن, برجستگی داشتن بهترین ترجمه های "lagundu" به فارسی هستند.
lagundu
verb
دستور زبان
-
کمک کردن
verbIdeia hori klinikoki ere probatu dute eta gaixo askori lagundu dio.
این هم الان در مرحله آزمایشات بیمارستانیه، و به مریضهای زیادی کمک کرده.
-
یاری کردن
verb -
برجستگی داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حمایت کردن
- موافق بودن
- وفق داشتن
- کمک
- یاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lagundu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lagundu"
عباراتی شبیه به "lagundu" با ترجمه به فارسی
-
موافق
-
خادم جاننثار کلیسا
-
مساعد
-
اجتماع · ازدحام · انبوه مردم · جمعیت · شلوغی · گروه
-
حمایت · دستیاری · راهنما · رسیدگی · ماتم · مواظبت · پایمردی · پشتیبانی · کمک · یاری
-
فرمان
-
اسکورت
-
دوستپسر · نوکر · کج کلاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن