ترجمه "laguntza" به فارسی
کمک, راهنما, یاری بهترین ترجمه های "laguntza" به فارسی هستند.
laguntza
Noun
دستور زبان
-
کمک
nounBere bizitza elbarrituei laguntzeko erabili zuen.
او زندگی اش را وقف کمک به معلولین کرد.
-
راهنما
nounEz dugu gure mugetatik at indarra eta laguntza... bilatu behar.
به نظرم لازم نيست براي قدرت يا راهنمايي به بيرون از مرزهامون چشم داشته باشيم
-
یاری
nounJehobak aingeruak edo gizakiak erabili ditzake gu laguntzeko.
یَهُوَه میتواند از طریق فرشتگان یا دیگران به ما یاری رساند.
-
ترجمه های کمتر
- حمایت
- دستیاری
- رسیدگی
- ماتم
- مواظبت
- پایمردی
- پشتیبانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laguntza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Laguntza
-
راهنما
nounEz dugu gure mugetatik at indarra eta laguntza... bilatu behar.
به نظرم لازم نيست براي قدرت يا راهنمايي به بيرون از مرزهامون چشم داشته باشيم
عباراتی شبیه به "laguntza" با ترجمه به فارسی
-
موافق
-
خادم جاننثار کلیسا
-
مساعد
-
اجتماع · ازدحام · انبوه مردم · جمعیت · شلوغی · گروه
-
فرمان
-
اسکورت
-
دوستپسر · نوکر · کج کلاه
-
برجستگی داشتن · حمایت کردن · موافق بودن · وفق داشتن · کمک · کمک کردن · یاری · یاری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن