ترجمه "pila" به فارسی

انبوه, باتری, خاک بهترین ترجمه های "pila" به فارسی هستند.

pila
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبوه

    noun
  • باتری

    noun
  • خاک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ذره کوچک
    • ضربه سنگین
    • قطره
    • لخته
    • مقدار قابل توجه
    • پشته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pila
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتری

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

  • پشته

    Pilaren prozesaketa akatsa-pila hutsik

    خطای پردازش پشته-پشتۀ خالی

عباراتی شبیه به "pila" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه