ترجمه "pizza" به فارسی

پیتزا ترجمه "pizza" به فارسی است.

pizza
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیتزا

    noun

    نوعی غذای ایتالیایی

    Pizza gosaltzeko. Ez dute ezta baxera dezenterik ere.

    پیتزا برای صبحانه. به اونا حتی یه ظرف سفالی هم داده نمیشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pizza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pizza"

عباراتی شبیه به "pizza" با ترجمه به فارسی

  • فندک
  • نمایشگاه جانوران
  • باغ وحش · نمایشگاه جانوران
  • سامانه جرقهزنی
  • رنسانس
  • رنسانس
  • استنباط کردن · افروختن · برافروختن · تند شدن · تند کردن · تندتر شدن · روشن کردن
  • انفجار · طغیان · ماشه اسلحه · چوب سفید · گیره
اضافه کردن

ترجمه های "pizza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه