ترجمه "plaka" به فارسی

صفحه کوچک, لوحه, پلاک بهترین ترجمه های "plaka" به فارسی هستند.

plaka
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه کوچک

    noun
  • لوحه

    noun
  • پلاک

    noun

    Plaka bat jarri zidaten gobernadore izendatu nindutenean.

    اونا برای یه پلاک درست کردن ، بعد از اینکه فرماندار شدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plaka" با ترجمه به فارسی

  • صفحه کوچک · پلاکت
  • ریو دلا پلاتا
  • صفحه · نما
  • سطح شیبدار
  • بنان · موز
  • جفت · جفت جنین
  • سر خوردن
  • اجازه نامه · خوابگاه کشتی · مرکز بازرگانی · مرکز حراج · میدان · میدان عمومی · میدان وبازار · پروانه · یادداشت مختصر
اضافه کردن

ترجمه های "plaka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه