ترجمه "Plano" به فارسی

صفحه, نما, برنامه بهترین ترجمه های "Plano" به فارسی هستند.

Plano
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه

    noun

    Funtsean, Californiako plaka tektoniko osoa mugitu da.

    اساسا تمام صفحات تکتونیکی کالیفورنیا جابه جا شدند

  • نما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Plano " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

plano
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه

    noun

    Palestinak ere plana onartzen du, baina aho batez ez bada...

    فلسطين با برنامه موافقه ، ولي بدونِ توافق آرا...

  • صفحه

    noun

    Funtsean, Californiako plaka tektoniko osoa mugitu da.

    اساسا تمام صفحات تکتونیکی کالیفورنیا جابه جا شدند

  • طرح

    noun

    Ondoren, planoa hobetzen hasi ginen.

    بعد از مدتی، اصلاح طرح اولیهاش رو شروع کردیم.

  • نقشه

    noun

    Nire akatsa izan zen hainbeste denbora ematea Coinen plana ulertzeko.

    اشتباه من اين بود که خيلي دير متوجه نقشه ي کوين شدم

عباراتی شبیه به "Plano" با ترجمه به فارسی

  • صفحه کوچک · پلاکت
  • ریو دلا پلاتا
  • سطح شیبدار
  • بنان · موز
  • جفت · جفت جنین
  • سر خوردن
  • اجازه نامه · خوابگاه کشتی · مرکز بازرگانی · مرکز حراج · میدان · میدان عمومی · میدان وبازار · پروانه · یادداشت مختصر
  • صفحه کوچک · لوحه · پلاک
اضافه کردن

ترجمه های "Plano" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه