ترجمه "ume" به فارسی
بچه, فرزند, کودک بهترین ترجمه های "ume" به فارسی هستند.
ume
Noun
noun
دستور زبان
-
بچه
nounIle gabeak nahiago badituzu, beharbada ume bat aurkitu beharko duzu.
اگه کسيو ميخواي بدون مو باشه ، شايد بايد يه پسر بچه پيدا کني.
-
فرزند
nounOrduan pentsatu nuen, umeak ditugunok gure umeak maite ditugu, euren akatsekin.
بعد فکر کردم، همه ما که فرزند داریم عاشق فرزندانمان هستیم با همه کاستیها و معایبشان.
-
کودک
nounArazoa zen ume honekin zer egin behar zuen.
او با این سوال مواجه بود که با این کودک چه باید بکند.
-
ترجمه های کمتر
- اولاد
- تراشنده
- جوانک
- زاده
- زادو ولد
- طفل
- منگنه
- کر
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ume " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ume"
عباراتی شبیه به "ume" با ترجمه به فارسی
-
سرطان رحم
-
لوله رحمی · لوله فالوپ
-
رحم
-
ابسته · بطن · رحم
-
بچه
-
جنین
-
لوله رحمی · لوله فالوپ
-
کالسکه بچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن