ترجمه "umealdi" به فارسی

بچه ترجمه "umealdi" به فارسی است.

umealdi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    Ile gabeak nahiago badituzu, beharbada ume bat aurkitu beharko duzu.

    اگه کسيو ميخواي بدون مو باشه ، شايد بايد يه پسر بچه پيدا کني.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " umealdi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "umealdi" با ترجمه به فارسی

  • سرطان رحم
  • لوله رحمی · لوله فالوپ
  • رحم
  • ابسته · بطن · رحم
  • ume
    اولاد · بچه · تراشنده · جوانک · زاده · زادو ولد · طفل · فرزند · منگنه · کر · کودک · کوچک
  • جنین
  • لوله رحمی · لوله فالوپ
  • کالسکه بچه
اضافه کردن

ترجمه های "umealdi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه