ترجمه "Kaukoputki" به فارسی

تلسکوپ, اختربین, تلسکوپ بهترین ترجمه های "Kaukoputki" به فارسی هستند.

Kaukoputki proper دستور زبان

Kaukoputki (tähdistö)

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلسکوپ

    noun

    Kaukoputken keksimisen jälkeen tähtitieteilijät alkoivat asettaa Aristoteleen teorian kyseenalaiseksi.

    با اختراع تلسکوپ، ستارهشناسان رفته رفته فرضیهٔ ارسطو را مورد تردید قرار دادند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kaukoputki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kaukoputki noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختربین

    noun
  • تلسکوپ

    noun

    Hänen linssejä koskeva tutkimustyönsä johti varhaisten silmälasien, mikroskooppien ja kaukoputkien kehittämiseen ja valmistamiseen.

    کار او با عدسیها به تولید عدسی عینک، میکروسکوپ و تلسکوپ انجامید.

  • تلسكوپ

    noun

    Öisin, kun katselet kaukoputken läpi, mietitkö koskaan mitä siellä on?

    وقتي شما با تلسكوپ به آسمان نگاه ميكنيد هيچوقت فكر نميكنيد كه اون بالا چي هست ؟

  • ترجمه های کمتر

    • تلکسوپ
    • دوربین کوچک

تصاویر با "Kaukoputki"

اضافه کردن

ترجمه های "Kaukoputki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه