ترجمه "Muste" به فارسی
مرکب, مرکب, جوهر بهترین ترجمه های "Muste" به فارسی هستند.
Muste
-
مرکب
adjectiveMitä ihmettä isänne tekee kaiken tuon musteen kanssa?
نميدونم پدرت با اينهمه مرکب چيکار کرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Muste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
muste
noun
دستور زبان
-
مرکب
nounMitä ihmettä isänne tekee kaiken tuon musteen kanssa?
نميدونم پدرت با اينهمه مرکب چيکار کرده.
-
جوهر
nounSe tuo musteesta raudan esiin, kunhan paperi ei ole liian pahoin palanut.
به خاطر همين آهن از جوهر آزاد شده اما سوخته نشده.
-
مر کب
noun
عباراتی شبیه به "Muste" با ترجمه به فارسی
-
جزیره سیاه
-
قاچاق · کالای قاچاق
-
بد نام کردن · بدنام کردن · خاکی کردن · چرک کردن · کثیف کردن · گل الود کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن