ترجمه "Ohje" به فارسی
راهنما, کمک, یاری بهترین ترجمه های "Ohje" به فارسی هستند.
-
راهنما
nounOhjaan uutta hoitajaa, jolla on pää niin syvällä...
... من يه پرستار جديد رو اشتباهي راهنمايي کردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ohje " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
کمک
nounVoimme edistää seurakunnan hengellistä puhtautta noudattamalla Jumalan sanan ohjeita.
پیروی از فرامین و معیارهای کلام خدا به ما کمک میکند پاکی جماعت را حفظ کنیم.
-
یاری
nounJumalan sanassa on käytännöllisiä ohjeita, joiden avulla voimme tehdä viisaita valintoja ja näin tuoda kunniaa Jumalalle.
در کلام خدا راهنماییهای عملیای وجود دارد که میتواند به ما در تصمیمگیری عاقلانهای که مایهٔ جلال یَهُوَه خدا باشد، یاری رساند.
-
قانون
nounTarvitsen ohjeet voimankäytöstä, sir.
قربان ، بايد قوانين حمله رو بدونم...
-
رهنمود
noun2 ”Kuri” viittaa kuritukseen, oikaisuun, ohjeisiin ja opetukseen.
۲ «تأدیب» در اینجا به مفهوم ادب کردن، اصلاح کردن، رهنمود کردن و تعلیم دادن است.
تصاویر با "Ohje"
عباراتی شبیه به "Ohje" با ترجمه به فارسی
-
گرداننده لایه ای
-
افسار · دوال · پالهنگ
-
حساس به مفهوم
-
اداره کردن · توصیه کردن · خلبانی کردن · درس دادن · راندن · رایانیدن · لجام زدن · مشورت دادن · نظارت کردن · هواپیمایی کردن
-
درایور · نظارت · کنترل · کنترل کننده
-
رژیم · پرهیز غذایی
-
كنترل از دور
-
راهنمای آفلاین