ترجمه "ohjain" به فارسی
درایور, نظارت, کنترل بهترین ترجمه های "ohjain" به فارسی هستند.
ohjain
noun
دستور زبان
-
درایور
-
نظارت
nounRinnakkaisluokkaa johtavan veljen tulee noudattaa kappaleessa 8 mainittuja ohjeita.
برادری که بر کلاس نظارت دارد، موظف است مطابق بند ۸ به شاگردان پند و توصیه دهد.
-
کنترل
Tämä valaisee sen tarpeellisuutta, että annamme järjenkykyjen ohjata toimiamme.
این موضوع لزوم این امر را نشان میدهد که بگذاریم نیروی استدلال، بر اعمال ما کنترل داشته باشد.
-
کنترل کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ohjain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ohjain" با ترجمه به فارسی
-
گرداننده لایه ای
-
رهنمود · قانون · کمک · یاری
-
افسار · دوال · پالهنگ
-
حساس به مفهوم
-
راهنما
-
اداره کردن · توصیه کردن · خلبانی کردن · درس دادن · راندن · رایانیدن · لجام زدن · مشورت دادن · نظارت کردن · هواپیمایی کردن
-
رژیم · پرهیز غذایی
-
كنترل از دور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن