ترجمه "Operaatio" به فارسی
عملیات, عملیات نظامی, جراحی بهترین ترجمه های "Operaatio" به فارسی هستند.
-
عملیات
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Operaatio oli inhottava, mutta kannattava,
این اشتباه بود ، یه عملیات اشتباه ، ولی جواب داد.
-
عملیات نظامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Operaatio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جراحی
nounKuten olet juuri nähnyt, operaatio onnistui, Mutta emättimen kudokset ovat vielä hyvin helliä ja voivat tarttua yhteen.
همونطوری که الان دیدی ، جراحی موفقیت آمیز بوده... اما بافت های مهبل هنوز خیلی نازک هستن و ممکنه به هم بچسبن.
-
عمل
nounTutkija sanoo uhrille on tehty jonkinlainen operaatio.
گروه پزشکي ميگه ، قرباني روش يه جور عمل جراحي صورت گرفته
-
عملیات
nounSe on keskeyttänyt koko meidän operaation syystä, etten ole vapaa keskustelemaan kanssanne.
این یک جورایی کل عملیات مارو مختل کرده و به دلایلی من نمیتونم باهات در موردش حرف بزنم
تصاویر با "Operaatio"
عباراتی شبیه به "Operaatio" با ترجمه به فارسی
-
عملیات اپرا
-
عملیات خشم خدا
-
جنگ روانی