ترجمه "operaattori" به فارسی
اپراتور, تلفنچی, عملگر بهترین ترجمه های "operaattori" به فارسی هستند.
operaattori
noun
دستور زبان
-
اپراتور
Meillä on hätänumero operaattori yhdistää meille jonkun kaverin, Paul Blartin linjoilla.
يکي از اپراتور هاي پليس ما رو به يه نفر به اسم پل بلارت وصل کرده.
-
تلفنچی
noun -
عملگر
-
کاربر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operaattori " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Operaattori
-
عملگر
عباراتی شبیه به "operaattori" با ترجمه به فارسی
-
اپراتور شبکه تلفن همراه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن