ترجمه "Persia" به فارسی

ايران, پارس, فارسی بهترین ترجمه های "Persia" به فارسی هستند.

Persia proper دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ايران

    proper
  • پارس

    proper

    Sen kukisti Meedo-Persia, jota edustivat kuvapatsaan hopeinen rinta ja hopeiset käsivarret.

    حکومت ماد–پارس که سینه و بازوهای نقرهای تمثال نمایشگر آن بود، امپراتوری بابل را سرنگون ساخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Persia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

persia noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فارسی

    noun

    1|persian kieli eli farsi (kielitunnus: fa), arabialaisin kirjaimin kirjoitettava indoeurooppalainen kieli, jota puhutaan Iranissa, Tadžikistanissa nimellä tadžikki, Afganistanissa nimellä dari, Uzbekistanissa ja Bahrainissa.

  • پارسی

    proper
  • زبان فارسی

    proper
  • ترجمه های کمتر

    • فارسى
    • ایرانی

عباراتی شبیه به "Persia" با ترجمه به فارسی

  • جادو شده · مبهوت · مسحور · مسموم شده · هوسباز
  • سنژون پرس
  • اساس · قسمت نهایی · ماتحت · پشت · کون
اضافه کردن

ترجمه های "Persia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه