ترجمه "persialainen" به فارسی
ایرانی, فارسی, گربه ایرانی بهترین ترجمه های "persialainen" به فارسی هستند.
persialainen
adjective
Adjective
Noun
noun
دستور زبان
-
ایرانی
noun -
فارسی
nounNiinpä persialainen virkamies Tattenai tulee kysymään israelilaisilta, millä oikeudella he rakentavat temppeliä.
بنابراین مأموری فارسی به نام تَتنای میآید و از اسرائیلیان میپرسد که به چه حقی دارند معبد را میسازند.
-
گربه ایرانی
noun -
گربه پشمالو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persialainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن