ترجمه "Piste" به فارسی

نقطه, پوینت, نقطه بهترین ترجمه های "Piste" به فارسی هستند.

Piste
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Pisteen läpi kulkeva kartioleikkaus annetulla johtosuoralla ja polttopisteellä

    مخروطی با خط راهنما و کانون داده‌شده از طریق یک نقطه

  • پوینت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Piste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

piste noun دستور زبان

Tutkimuksella määritetty paikka verrokkijärjestelmässä. [..]

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    yksinkertaisin olio, jolla muut oliot voidaan määritellä

    Osaan säädellä ruumiinlämpöäni, mutta vain tiettyyn pisteeseen asti.

    من ميتونم دماي بدنم رو دقيق روي يک نقطه تنظيم کنم.

  • اندازه کم

    noun
  • اوج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بحران
    • تارک
    • تقریر
    • خال
    • ذره
    • راس
    • رنگ کم
    • سر
    • لک
    • مرتفعترین نقطه
    • مقدار کم
    • منتها
    • نوک
    • والسلام
    • پنده
    • پوان

تصاویر با "Piste"

عباراتی شبیه به "Piste" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Piste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه