ترجمه "Pumppu" به فارسی
پمپ, پمپ, ساعت بهترین ترجمه های "Pumppu" به فارسی هستند.
Pumppu
-
پمپ
nounPumppu pitää veden poissa perustuksista.
اون پمپ آب رو از زير بناها خارج ميکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pumppu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pumppu
noun
دستور زبان
-
پمپ
nounSano, että pumput kestävät vielä, mutta pitää päästä satamaan.
بهش بگو این پمپ های تخلیهِ آب فعلا جواب میدن ولی تا بندر نمیرسیم ٬ کشتی نصف میشه
-
ساعت
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن