ترجمه "pummi" به فارسی

خرده نان, ولگرد, کوزه گلی بهترین ترجمه های "pummi" به فارسی هستند.

pummi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرده نان

    noun
  • ولگرد

    noun

    Ystävieni mielestä näytät pummilta.

    دوستام فکر ميکنن ولگرد و بي سرو پايي

  • کوزه گلی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pummi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pummi" با ترجمه به فارسی

  • انگل شدن · تلاش کردن · غذا دادن · گره زدن
اضافه کردن

ترجمه های "pummi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه