ترجمه "pumppu" به فارسی

پمپ, ساعت, پمپ بهترین ترجمه های "pumppu" به فارسی هستند.

pumppu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پمپ

    noun

    Sano, että pumput kestävät vielä, mutta pitää päästä satamaan.

    بهش بگو این پمپ های تخلیهِ آب فعلا جواب میدن ولی تا بندر نمیرسیم ٬ کشتی نصف میشه

  • ساعت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pumppu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pumppu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پمپ

    noun

    Pumppu pitää veden poissa perustuksista.

    اون پمپ آب رو از زير بناها خارج ميکنه.

اضافه کردن

ترجمه های "pumppu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه