ترجمه "ali-" به فارسی

افسر جز, زیردست, فرزند بهترین ترجمه های "ali-" به فارسی هستند.

ali- Prefix
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسر جز

    adjective
  • زیردست

    adjective
  • فرزند

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فرعی
    • مادون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ali- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ali-" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ali-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه