ترجمه "alibi" به فارسی

بهانه, جای دیگر, دستاویز بهترین ترجمه های "alibi" به فارسی هستند.

alibi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهانه

    noun

    Hän teki kirjastaan alibin.

    اون مي خواست با اين کتاب بهانه اي داشته باشه.

  • جای دیگر

    noun
  • دستاویز

    noun
  • عذر

    noun

    Ja sen mukana tulee todella hyvä alibi.

    و اون با يک عذر خيلي خوب اومده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alibi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "alibi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه