ترجمه "alku" به فارسی
آغاز, اصل, اغاز بهترین ترجمه های "alku" به فارسی هستند.
alku
noun
دستور زبان
-
آغاز
nounTämä on uuden aikakauden alku.
این آغاز عصری جدید است.
-
اصل
nounVaimosi saa myötätuntoni, mutta en kuvittele, että tämä on uusi alku.
براي همسرت احساس تاسف ميکنم... اما وانمود نميکنم موضوع اصلي اين باشه.
-
اغاز
nounMutta Chandllerin kohdalla se oli tarinan alku.
اما در مورد چندلر این اغاز داستان بود.
-
ترجمه های کمتر
- اغاز کار
- اکتساب
- بذر
- جشن فارغ التحصیلی
- حالت نخستین
- خط شروع
- دریافت
- ريشه دواندن
- شروع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alku" با ترجمه به فارسی
-
برخاستن
-
براه انداختن · گشودن
-
اصل نخستین · افتتاحی · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · تحصیلات مقدماتی · تدارکی · تعلیمات مقدماتی · جدید · خاستگاهی · دختر باکره · مقدماتی · پیشقدمی · پیشین
-
اغاز کردن
-
آلکوئین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن