ترجمه "alku-" به فارسی

اصل نخستین, افتتاحی, اولیه بهترین ترجمه های "alku-" به فارسی هستند.

alku-
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصل نخستین

    adjective
  • افتتاحی

    adjective
  • اولیه

    adjective

    Mutta tämä on vasta varhainen alku.

    اما این فقط شروع اولیه هست.

  • ترجمه های کمتر

    • باستانی
    • بسیار قدیمی
    • تحصیلات مقدماتی
    • تدارکی
    • تعلیمات مقدماتی
    • جدید
    • خاستگاهی
    • دختر باکره
    • مقدماتی
    • پیشقدمی
    • پیشین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alku- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alku-" با ترجمه به فارسی

  • برخاستن
  • براه انداختن · گشودن
  • اغاز کردن
  • آغاز · اصل · اغاز · اغاز کار · اکتساب · بذر · جشن فارغ التحصیلی · حالت نخستین · خط شروع · دریافت · ريشه دواندن · شروع
  • آلکوئین
  • آغاز · اصل · اغاز · اغاز کار · اکتساب · بذر · جشن فارغ التحصیلی · حالت نخستین · خط شروع · دریافت · ريشه دواندن · شروع
اضافه کردن

ترجمه های "alku-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه