ترجمه "anoppi" به فارسی
مادرزن, خشو, مادرشوهر بهترین ترجمه های "anoppi" به فارسی هستند.
anoppi
noun
دستور زبان
-
مادرزن
nounParantaa Simonin anopin ja muita
شفای مادرزن شَمعون و شفای دیگران
-
خشو
noun -
مادرشوهر
nounKenialainen Mary on huolehtinut iäkkäästä anopistaan kolme vuotta.
ماری، اهل کنیا، مدت سه سال از مادرشوهر سالمندش نگهداری کرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anoppi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن