ترجمه "apu" به فارسی
کمک, یاری, دستیاری بهترین ترجمه های "apu" به فارسی هستند.
apu
noun
دستور زبان
-
کمک
nounJos haluat minulta apua, sinun täytyy pyytää sitä.
اگر کمک نیاز داری باید از من بخوای
-
یاری
nounMutta jos hän katuu, seurakunnan vanhimmat ja muut seurakunnan jäsenet voivat haluta tarjota hänelle apua.
اما اگر توبه کند، پیران جماعت و دیگر افراد جماعت اگر مایل باشند میتوانند او را یاری کنند.
-
دستیاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- komak
- خدمات
- رسیدگی
- سوبسید
- سود
- معاضدت
- مواظبت
- وزارت
- پایمردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "apu"
عباراتی شبیه به "apu" با ترجمه به فارسی
-
الحاقی · معاون · کمکی · یار · یاور
-
به کمکت احتیاج دارم
-
حمایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن