ترجمه "elintarvike" به فارسی

بقالی, خواربار, خوراکی بهترین ترجمه های "elintarvike" به فارسی هستند.

elintarvike noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بقالی

    noun
  • خواربار

    noun
  • خوراکی

    noun
  • ماده غذایی

    noun

    Esimerkiksi farao nimitti Joosefin vastaamaan elintarvikkeiden jakelusta Egyptissä.

    برای مثال فرعون مسئولیت تأمین مواد غذایی مصر را به یوسف سپرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elintarvike " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "elintarvike" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "elintarvike" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه