ترجمه "elintarvikkeet" به فارسی
تدارکات, خواربار, غذا بهترین ترجمه های "elintarvikkeet" به فارسی هستند.
elintarvikkeet
Noun
noun
دستور زبان
-
تدارکات
noun -
خواربار
noun p -
غذا
nounPiti saada vaatteita ja huopia sekä enemmän elintarvikkeita ja lääkkeitä.
هنوز احتیاج مبرمی به لباس و پتو، همچنین غذا و داروی بیشتر دیده میشد.
-
ترجمه های کمتر
- قیود
- مقررات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elintarvikkeet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elintarvikkeet" با ترجمه به فارسی
-
کشک
-
فائو
-
پرتودهی خوراک
-
بقالی · خواربار · خوراکی · ماده غذایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن