ترجمه "elintarvikkeet" به فارسی

تدارکات, خواربار, غذا بهترین ترجمه های "elintarvikkeet" به فارسی هستند.

elintarvikkeet Noun noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تدارکات

    noun
  • خواربار

    noun p
  • غذا

    noun

    Piti saada vaatteita ja huopia sekä enemmän elintarvikkeita ja lääkkeitä.

    هنوز احتیاج مبرمی به لباس و پتو، همچنین غذا و داروی بیشتر دیده میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • قیود
    • مقررات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elintarvikkeet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "elintarvikkeet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "elintarvikkeet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه